|
تولد امسال با سالهای قبل یه فرق گنده داشت در این حد که از بس گنده است تو مخ خودمم جا نمیشه. فقط انقدر میدونم که تا عمر دارم تولد 23 سالگیم یادم میمونه. Sms های بچه ها از همه باحالتر بود پروان:جوجه تولدت مبارکJ زرزر:تولدت مبارک محبوب تو مایه افتخار میبد و میبدی ها هستی هیچ بچه یک روزه ای اندازه تو حرف نمیزنه اون تلفن کوفتیو بذار زمین ندا:زن جان تبریک من و بپذیر دختر دایی جان: تولد تولد تولدت مبارک........., بیا یزد کادوتو بگیر تا صاحب پیدا نکرده پ.ن:مامان از صبح اصرار داره من برم واسه خودم کیک بخرم ولی من هیییییییییچ گونه تمایلی ندارم میخوام بخوابم و پنج سال دیگه بیدار بشم!!! اصلا این حرفها رو بیخیال تولده دیگه باید شاد بود:) به خودم چی کادو بدم خوبه؟هوم؟
یه مغازه به همکاری دوستم توی بازار پیدا میکنم که تیله کیلویی میفروشن یک عالمه تیله و سنگ رنگی خریدم خیلی ذوق دارم از خریدنشون امروزم رفتم و با گشتن تمام مغازه آقای فروشنده برای تیله ها دو تا ظرف گوگولی خریدم . یه ظرف تیله رو میدم به دوستم و یه ظرف سنگ رو که سنگها و شیشه های آبی آروم داره رو واسه خودم نگه میدارم
مامانم یه هفته رفت یزد منم که هر دو هفته میرم یزد و برمیگردم توی این یک هفته مثل تمام اوقاتی که من تو خونه تنهام دوباره مریض شدم ولی اینبار با یه سرگیجه توی خواب شروع شد و با سر رفتن توی دیوار و حالت تهوع با معده خالی و نوش جان کردم یه آمپول توپ و یه سرم با چهار تا آمپول و بعد هم به بیهوشی توی دستشویی ختم شد بیهوش که بودم کسی نفهمید که چی شده ولی مثل این بود که دارم خواب میبینم و میدونستم که افتادم وقتیم اومدم بیرون و روی فرش دوباره افتادم فقط یادمه یه اسم گفتم بعد از اون انقدر ترسیده بودن که تا من میرفتم دستشویی یا میومدم طبقه خودمون برادرم دنبالم راه میوفتادن که نخورم زمین. نمیدونم چطوری افتاده بودم ولی تا 4 روز بعد درد تمام نقاط بدنم و بخصوص گردنم و ابروم!!! امانم رو بریده بود. دفعه های قبلی توی بیمارستان همراه مامانم یا توی دندون پزشکی بیهوش شدم البته من هر دو بار همراه بودم نه مریض!!! ولی نمیدونم بدنم چطوری شده بوده که وقتی مامانم و خواهرم بعد از برگشت مامانم فهمیدن که من دوباره بیهوش شدم دوتایی پشت تلفن گریه میکردن منم هر هر میخندیدم . |
About![]()
همگان به دنبال خانه میگردند,من کوچه خلوتی میخواهم بی انتها, تنها برای رفتن. Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 Links
WHAT A DAY
كتابهايي كه بايد پيش از مرگ خواند! |