تبليغاتX
WHAT A DAY


















WHAT A DAY

روزها,خانه های زیبای زندگی من

زمانی بود که خیلی از اطرافیان و کسایی که باهام برخورد داشتن فکر میکردن من سیدم ولی خوب اصلا اینطور نبود

یه زمان دیگه هم بود که من دنبال این بودم که بدونم جدو آبادم به چه کسی بر میگرده؟ بقول برادر قشنگم!به سیدها نمیرسه نرسه یکدفعه به یزید مزید نرسه!!

یه زمانیم  از داییم پرسیدم  که چطوری میشه فهمید 10 نسل قبل ما کی بوده و دایی هم دقیقا وسط رانندگی یه نگاهی بهم انداخت که خل شدی؟ و بعد هم  همون قصه همیشگی پدرشون رو که مامانم هم تعریف میکرد و اینکه چی شد که فامیل ما و یه عده زیاد از یزدیا این شده رو تعریف کرد که پدر بزرگم با یه سری بازرگان میرن سمت بوشهر و چون نمیدونم جنگ چی چی با چی بوده مجبور شدن همونجا بمونن و پدر بزرگ جانم از مردم اون شهر خوشش اومده (امیدوارم موضوع عشقی نباشه که اونوقت خاله و دایی جدید پیدا میکنیم) و وقتی برگشته,  داشتن اسم  فامیل انتخاب میکردن و اسم اون شهر میشه فامیلی ما ها و بقیه مردم محل هم همون فامیل رو انتخاب میکنن و اینا و آخرشم گفت عمرا بفهمی که کی به کی بوده

یکی از دوستام که سیده داشت برام توضیح میداد که با سند و مدرک میتونه نشون بده که از آل ابراهیم هستن

با خودم داشتم فکر میکردم که یه بده که من دستم به هیجا بند نیست و اینکه چرا بعضی  سیدن و بعضی ها نه! مثل قضیه عرب و عجم(سر حدی!)

بعد از کلی سوال جواب فهمیدم 5 یا 6 نسل قبل من! زردشتی بودن حالا من نفهمیدم اون جدم که اسمش شهباز بوده اولین مسلمونه یا اونی که اسمش علی بوده

حالا هر کدوم بودن خدا خیرشون بدهJ

+نوشته شده در شنبه 1387/10/28ساعت10:47 بعد از ظهرتوسط mahboub | |

فکر میکنم برای آخرین بار باشه که میام دانشگاه و میشینم روی صندلی های سایت و وب گردی میکنم

کارت دانشجوییم رو تحویل دادم

از بچه ها هر کس رو دیدم خیلی خوشحال بودن که تموم میشه

که دیگه نباید بیان میبد

که دیگه ریخت دانشگاه رو نباید ببینن

حتی به یکیشون گفتم میای بریم فنی گفت اصلا و براش جالب بود که من هی اصرار دارم زودتر بیام فنی

با یک ذوقی کارت و مدارکشون رو تحویل میدادن که انگار نه انگار

موقع گذاشتن کارت توی پاکت عکسهام کنار ۲ تا تمبر ۱۰۰۰ تومنی تنها حسی که نداشتم همین داشتن حس خوب بود

به هر حال من خیلی وقته فارغ التحصیل شدم در حالی که..........

همه چی میزونه فقط من یکم نا میزونم

میگذره

بای بای

+نوشته شده در یکشنبه 1387/10/08ساعت1:53 بعد از ظهرتوسط mahboub | |