ساعت 8 صبح توی میدان تازه گل کاری شده جلو دانشکده کشاورزی یه پسرک 9-10 ساله رو دیدم که نشسته کنار یه گل و یه شلنگ سبز دستشه و بی حال داره به گل رز قرمز, آب میده با خودم فکر میکنم خیلی زشت و دور از تصور که یه بچه کوچیک کار کنه بخصوص توی دانشگاه اونم 8 صبح,ساعتی که بچه های کوچیک دیگه با نوازش مادرهاشون دارن راهی مدرسه میشن, پسرک انقدر خسته بود که نشسته بود و به گلها آب میداد و چشمهاش هنوز خواب آلود بود, فکر اینکه دیشب کجا خوابیده و پدر یا مادری داره تمام ذهنم رو گرفته بود. یک ربع بعد که داشتم باز کنارش رد میشم, میبینم که داره با شلنگ آب بازی میکنه و دور خودش میچرخونتش و به گلها آب میده خیلی میخواستم بدونم کدوم مسئول اجازه داده که یه بچه توی دانشگاه کار کنه اونم ساعتی که باید مدرسه باشه,دو هفته است که این فکر و تصویر پسرک که نشسته کنار گل داره اذیتم میکنه.
پسرک رو دیگه توی دانشگاه ندیدم جای اون رو لوله های آبیاری قطره ای گرفته نمیدونم باید خوشحال بود یا ناراحت حداقل اینجا کسی اذیتش نمیکرد.امیدوارم اگر جای دیگه ای برای کار میره اذیتش نکنن و بهش برسن.
پی نوشت۲:من بعد از چند سال موفق شدم و موبایلم رو عوض کردم البته همه رو هم روانی کردم تا خریدمش,واقعا به تشویق نیاز دارم:دی