تبليغاتX
WHAT A DAY - پنگول و مدرسه موشها


















WHAT A DAY

روزها,خانه های زیبای زندگی من

مثلا دوست صمیمیم است

کلا نمیدانم چه اصراری دارد بدون فکر,بقیه را به باد انتقاد بگیرد(دقیقا برعکس من که اصلا انتقاد ندارم)

اصلا طرف سادیسم دارد میخواهد هم اول زمستان خرید کند هم اخر زمستان,اصلا تو چی کار داری که اون واسه چی میره خرید؟تو میری خرید کسی چیزی گفت؟

هرچه سعی میکنم  مودب بهش بفهمانم که به تو چه؟ مگه میفهمد

 

تمام دیشب را با کارتون ماداگاسکار شونصد!! سر کرده و قاه قاه خندیده

حالا جالبش آنجاست که در جواب اینکه چه میکنی تنها جواب دادم دارم پنگول میبینم و تعریف کردم که پنگول ترک تحصیل کرده و داشتم میخندیدم که برگشته صاف صاف تو چشم(شما فرض کن) من نگاه میکنه و جدی میگه خجالت بکش برو یه نگاه به کارت ملیت بنداز, چند سالته؟

هنوز اثرات حرفش تو فضاست که میگه میای یه کاری کنیم؟ قول بده؟ میگم مشکوکی بگو میخوای چه کنی؟ افاضات میفرمایند بیا 9 صبح بریم سینما فرهنگ یا ایران!!! مدرسه موشها ببینیم

یعنی با تعجب  محض خندم میگیره میگم خل شدی؟ روت میشه؟ برو خودتو با بچه های یه مهد بنداز که ضایع نشه, برو فیلمشو بگیر تو خونه ببین, حیف که همه را بر فرض شوخی نبوده!! میگذارم

یعنی میخواستم برم اون کارت ملیشو بگیرم جلو چشش بگم قشنگ یه نگاه بندازی میبینی از منم بزرگ تری

انشالا که به عمد نبوده

+نوشته شده در دوشنبه 1387/11/21ساعت12:35 بعد از ظهرتوسط mahboub | |